نه زرنگی، نه نامردی و فقط دادخواهی برای عدالت اجتماعی
نه زرنگی، نه نامردی و فقط دادخواهی برای عدالت اجتماعی
محمد نبی "شهیر"
داوود ناظری در یک یادداشت کوتاه، تحت عنوانی زرنگی و یا نامردی در فیسبوکش به نشر رسانده است. جناب ناظری سعی و تلاش زیاد در نوشته اش به خرج داده تا دست آوردهای که در چند ساله حکومت قبلی و کنونی را به رهبرانی فعلی و سنتی ارتباط داده و مورد توجیه قرار دهند. از طرف دیگر در نوشته ایشان بسیار روشن و آشکار نصیحت گونه و مشوره دیده می شود. او از جونان که راه تقابل در پیش گرفته با رهبران گلایه دارد. و از حرکت های مدنی در ماه های اخیر در سطح کشور راه افتیده است چندان برای شان خوشاینده نیست.
به گفته ناظری: "یک نفر را بالا بردن، وقتی به رشد و یا مقام میرسد. بعد به جان او می چسپیم و از تنبانش پایین کش می کنیم کار نا عاقلانه است. و به گذشته های خود برگردیم".
اگر به گذشته ها برگردیم بد نیست زیرا رهبران از نام و آدرس مردم به قدرت رسیده و شهردندان تا هنوز از بی عدالتی و تنک نظری حاکمانی فعلی رنج میبرد.
در سر زمین که جامعه مدنی و مردم سالاری حاکم باشند. افراد و اشخاص کشور فارغ از هرگونه تبار، مذهب، لسان و سایر گرایشات در تعین سرنوشت شان نقش تعین کننده دارد. و انسان های با وقار را به نمایندگی شان به داخل نظامی سیاسی و اداری می فرستند تا از حقوق شان دفاع و عدالت را تامین نمایند. با سرنوشت شان بازی سیاسی و اقتصادی راه اندازی نکند. پس بر ما لازم نیست که بر مردم واعظی، خط فکری و تکلف تعین کنیم و به مردم اجازه دهیم تا خود سرنوشت و رفتاری شان را تعین کند. و این مردم بودند که چند سال قبل با صدای عدالت خواهای، آتش سیاست را گرم ساخت تا بستری سیاسی را برای رهبران امروزی آماده شد. تا از میدان سیاست افغانستان حذف نشود، زیرا ما شاهد هستیم که در طی پانزده سال وزیرهای زیاد از قوم هزاره در کابینه حضور داشت و هر یک آنان دارای دانش، تحصیلات عالی و تجارب و شرایط روز بودند. اما مردم از آنها حمایت نکردند از متن سیاست حذف شد.
ما نباید فراموش کنیم. آن مردمی را که سال های متمادی جان خود را سپر حفظ جان و مالی رهبران ساختند. پس توقع آنها در شرایط پیش آمده این است. اگرکاری انجام نمیدهد.. و زمینه توهین و تحقیر را برای دیگران فراهم نکنیم، کنایه زدن به ناموس هزاره تلخ تر از تغیر مسیر خط برق توتاپ از بامیان به سالنگ است. با چنین کنایه ها زبان دشمنان ملت ما را از هر زمان کرده تیز و عریان تر می سازد. رفتاری ملت نه زرنگی ، نه نا مردی و فقط دادخواهی برای عدالت اجتماعی است. که از سیاست های توهین و تحقیر آمیز خسته و نا امید است. و حمایت از دستگاه حکومت وحدت ملی و هم فکرانش را وقت کشی بیش نمیداند، با این کار برگشتن به سالهای سیاه خواهد بود. و شرایط فعلی و اقتضاء زمان حکم میکند که با فکر ها نو و انسان های متعهد وارید صحنه سیاسی و اجتماعی افغانستان شویم. باید سده های بی عدالتی و قوم پرستی را شکست و افغانستان آزاد و متحد را بنیان گذاشت هر نوع برتری طلبی مات را کرد. رهبرانی ما خود را مسافر و منزوی احساس نکند....



زد بناً اگر یک تعمق در زندگی ساده ابر مرد تاریخ نمایم همه چیز به خوبی روشن است زندگی او پیام ساده، واضح درعین زمان بسیار مهم و اساسی را به ملیت های محروم در کشور آموختن و از طرف دیگر تفسیر زندگی استاد شهید عبارت از آن است که ، ساده میزیست، ساده حرف میزد وی وضعیت دیروز ،امروز و فردا را به خوبی تحلیل و تجزیه می کرد، او در کوتاترین زمان در قلب جامعه خود جا گرفت، مردم به او پدر خطاب می کرد، وی را یک فرمانده به تمام معنی احساس می کرد، که از حقوق، هویت تاریخی و مظلومیت چندین ساله شان دفاع می نمود. از همه مهمتر آنچکه بر زبان می راند خود از همه بیشتر عمل می کرد، سخن را بدون تراس و هراس بیان و از کسی بیم نداشت او تنها برای مردم که سالها در ریسمان بی عدالتی، بتعیض مهندسی شده گیره خورده بود حق میخواست، در تنکنایی حزبی، سمتی و زبانی فکر نمی کرد، معیار در نزدش سهیم سازی مردم در ساختاری های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مشارکت در امور حکومت داری و مدیریت کشور بود ، بازهم اگر از زاویه دیگر به استاد شهید نگاه کنیم سنخرانی ها و مصاحبه ها و قصه های آن مرد بزرک از خود به جاه گذاشته به آسانی در می یابیم، رهبر شهید چی عشق و دلبستگی به مردم و کشور عزیز خود داشته، برای تحقق حقوق ملیت ها در کشور سخت تلاش خسته ناپذیر انجام داده زیرا او برای خواست حقوق ملیون ها انسان فریاد میزد این زبان ساده و راست او درد و ناملایمت های چندین قرن را بازگو می کرد و نسل دیروز، امروز و فردا را پیــوند داد. استاد شهید در قالب مبارزات سیاسی و تفکرات فرهنگی و اجتماعی اش، یک چهره مصمم استوار در بین جامعه از خود ساخت. استاد شهید هیچگاه در برابر ظلم، بی عدالتی، قدرت و سر فرو نیاورد و دست بیعد و معامله گیری را نپذیرفت و خود را استوار و مصمم ساخت برای مطالبه حقوق مردم در نظام آینده افغانستان در طول دوره حیات سیاسی اش عقب نشنی هم نکرد از خواست های مطرح شده اش تا آخرین لحظه زندگی دفاع نمود همین کنش او یکی از خصلت های بارز و به یاد ماندنی در تاریخ معاصر افغانستان به شمار میرود. تاکید وی در راستای مشارکت اقوام افغانستان در امور تصمیم گیری در امور کشور داری و از سوی دیگر برای متحد شدن اقوام و ملیت های ساکن در افغانستان سخت باورمند و برای آن سعی و تلاش روز افزون به خرچ داد که در این باره رهبر شهید بار ها در سخنرانی خود تاکید ورزید که:
ق یک سان و برابر مطرح کرد، ولیکن این خواسته های رهبر شهید و مردمش با میل تفنگ، بمب های خوشه ای و راکت پرانی جواب می گرفت. رهبر شهید هیچ زمانی در مطالبات خود تغیر نی آورد، و برای دشمنانی ملتش جواب های حسابی را به آدرس شان حواله کرد. رهبر شهید برای تحقق خواسته های اش در کنفرانس ها و در مجالس عمومی تاکید می نمود که “ما زمان میتوانیم نظام سالم و پاسخگو داشته باشیم که اساسی آن با واقعیت های اجتماعی افغانستان طرح ریزی شده باشد، حضور و نقش مشارکت اقوام در آن تعریف و به رسیمت شناخته شود."، در کل خواسته رهبر شهید، آرزوی های مردم ریسمان بدوشان تاریخ است. که سالهای زیاد را از بی عدالت، تبعیض و نا برابری رنج میبرد و هیچ گاه برای آنها اجازه تصمیم گرفتن در باره سرنوشت شان داده نشد و خود را جزی مردم این خاک بدانند، از منابع و ارزش های این ملک بهرمند گردد. و پس چی راز پنهان است بعد از بیست و یک سال که همه امروز برای مادر رهبر شهید در فراق او اشک میرزد، ب می توان به ساده گی گفت که از برکت فرزند این مادر بزرگ است. امروز بنام قوم یا هویت جرم نیست، از نظر قانون تمام اقوام این سرزمین از حقوق و وجایب یک سان برخوردار است. تما این ها از اثر سعی و تلاش مادر است با تقدیم کردن فرزندش در جامعه آن روز برای نسل امروزی ضمانت زندگی را محیا کرد. قربانی های زیاد برای هویت، فرهنگ و آزادی داد، پس این مادر بزرگ حق دارد برایش اشک و ماتم سرای نمایم. مادری که در زندگی اش یک روز هم خواب راحت نرفت و رنج های زیاد را متحمل شد. سختی ها و محنت های زیادی را در طول عمر 104 سالگی خود چشید و عزیز ترین اعضای فامیل و تا شهادت فرزندش رهبر شهید استاد مزاری را شاهد بود ولی هیچ کدام نتوانست عزم راسخ مادر را بشکند. این مادر عالقدر شاهد تاریخ بود با هزاران درد و غم رقم خورده بود. در وقع در این تحولات مادر نقش سبز و ماندگاری داشت، با قامت استوار و راستین مسیر تاریخ را تغیر داد اما مادر بزرگ به آسمان پرواز نمود ولی نقش و اثرش بر دل ملیون ها انسان عدالت خواه جاویدانه شد، مادر مهربان و صبور می تواند الگوی بی مانند برای مادر این سر زمین شود، و مادران کشور از زندگی وی بی آموزد و شیوه زندگی اش را الگوی زندگی خود قرار دهند.




دوستان! من دوست دارم که دیدگاه شخصی خودم را و اگر دوستانم علاقمند باشد تا یادداشت های شان را از این دریچه کوچک به شما نمایش داده شود این فضاء مطابق اصولی اخلاق دیدگاه و نظریات شان به نشر می سپارد و درحقیقت این فضاء برای آموختن و تمرین برایم است تا بتوانم خود را در نقد و نظری شما خوبان عزیز دریابم. و از طرف دیگر باور ها و عقاید ذهنی ام را با شما شریک سازم در کل این فضاء برای درد دل ناگفته صدای ناشنیده و با حفظ حرمت بر دیگران تنظیم گردید است. پس باورها و اندیشه های تان محکم به زندان نکنید!